مجله اینترنتی فرهنگی روستای مازغ بالاشهرستان میناب |
شیطان میکوشد تا از رشد معنوی انسان جلوگیری کند(1) و جامعه انسانی را به تباهی و فساد بکشاند.(2) برای دستیابی به این هدف نیز میکوشد تا با تزیین (3) و گناه و نابهنجاری اخلاقی و اجتماعی،(4) شبههافکنی(5) و ایجاد انجمنهای سری توطئه(6) مردم را به سوی اطاعت خود به عنوان کسی که خواهان خیر و صلاح آنهاست، دعوت کند. هر فرد و جامعهای که اطاعت شیطانهای انسانی و جنی را اختیار کند، گرفتار اموری میشود که شناسایی آن، میتواند گامی مهم برای شناسایی دوست و دشمن باشد؛ به این معنا که شیطان، دشمنی است که خود را به عنوان دوست معرفی میکند و امور باطل و نابهنجار را به عنوان کارهای نیک و پسندیده و مفید جلوه میدهد. پیروی از شیطان و همراه شدن با او آثار دنیوی و اخروی متعددی برای آدمی به دنبال دارد که در نتیجه آن نه تنها زندگی این دنیایی انسان، بلکه زندگی اخروی او را نیز دچار خسران عظیمی میکند. «یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِیًّا * یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا»؛ «اى پدر من، شیطان را (با اطاعت از او) پرستش مکن، زیرا شیطان، خداى رحمان را همواره نافرمان است * اى پدر من، همانا بیم دارم که تو را عذابى از جانب خداى رحمان رسد و در نتیجه دوست و یاور شیطان شوى (در دنیا مورد لعن و در آخرت قرین آتش او گردى)».(7) در این آیه شریفه حضرت ابراهیم(علیه السلام) عمویش را به پیروی از توحید دعوت کرده و وقتی از او جواب مثبت نمیشنود، به آثار این کار اشاره میکند و میفرماید: « اگر مرا متابعت نکنی و توحید الهی را نپذیری و مشغول پرستش بتها شوی، آثار شوم و بدی متوجه تو میشود که تو را به مسیر معصیت و غضب خدا میکشاند». مراد از عبادت شیطان در این آیه، پرستش او نیست؛ بلکه اطاعت نمودن اوامر و وسوسههای اوست.(8) سوق به فحشاء «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنکُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَن یَشَاء وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ «اى کسانى که ایمان آوردهاید، پیروى از گامهاى شیطان نکنید و هر کس از گامهاى شیطان پیروى کند مسلّما او دستور کار زشت و ناپسند مىدهد. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هیچ یک از شما هرگز (از فساد عقاید و اخلاق و عمل) پاک نمىشد، و لکن خداست که هر کس را بخواهد (در مراحل کمالات) پاک مىکند و خداوند شنوا و داناست.»(9) نفوذ افکار شیطانی به صورت اندک و تدریجی شروع میشود و بدون اکتفا به همان مقدار و یا عدم پیشگیری از همان ابتدای وسوسههایش کار به جاهای باریک و خطرناک کشیده میشود. وسوسههای شیطان مرحله به مرحله، گام به گام و تدریجی است. او هرگز به انسان پاکدامن را یکباره به آغوش فساد نمیکشاند؛ بلکه او را قدم به قدم به سمت آلودگی و گناه و فحشا میکشاند ؛ در آغاز معاشرت و دوستی با آلودگان است. سپس شرکت در مجالس آنهاست. آنگاه فکر گناه است. سپس ارتکاب مصادیق مشکوک و شبههناک است و در نهایت انجام گناه یا شروع به معصیت کوچک است؛ هر چند در گامهای بعدی گرفتار بدترین گناهان کبیره میشود و هیچ باکی ندارد.(10) رهبر فاسد، پیروانش را هم به فساد میکشاند؛ از این رو قرآن به مومنان هشدار میدهد که از شیطان پیروی نکنید؛ چرا که او شما را جز به فحشا و منکر دعوت نمیکند. نابودی «وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَیَّنَ لَکُم مِّن مَّسَاکِنِهِمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَکَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ»؛ «و قوم عاد و ثمود را نیز (هلاک نمودیم) و از مسکنهاى (ویران شده) آنها (سرنوشت بدشان) براى شما روشن شد، و شیطان عملهاى (زشت) آنان را در نظرشان آراست پس آنها را از راه (خدا) بازداشت در حالى که پیشتر اهل بصیرت (به توحید و دین) بودند».(11) این آیه شریفه که درباره قوم عاد و ثمود سخن میگوید، پایان کار آنان و علت آن را ذکر میکند که به خاطر لجاجت، شیطان کارهای ناروا و عقاید نادرست را در نظرشان زیبا جلوه داد و در نتیجه آنان از راه حق و پرستش خدا بازداشت؛ در حالی که چشم بینا و عقل و خرد داشتند و پیامبران الهی نیز راه حق را به آنان نشان داده بودند. «إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ»؛ «همانا کسانى (از اهل کتاب) که پس از آنکه راه هدایت بر آنها روشن شده به پشت سر خود برگشتهاند (در عقاید سابق خود ماندهاند) شیطان ( باطلها و گناهان را) در نظر آنها آراسته نموده و در آرزوهاى دور و درازشان افکنده است».(12) گاهی وسوسههای شیطانی چنان موثر واقع میشود که شخص بعد از دیدن و ایمان به حق، از حق روی میگرداند و مرتد میشود. شیطان با دو عامل آنها را به ارتداد میکشاند: اعمال ناشایست را در دیدگاهشان زیبا جلوه میدهد؛ آنها را به آرزوهای طولانی مشغول میکند تا به خیال رسیدن به این آرزوها با اعراض از دین حق، به مخالفان آنان بپیوندند. در حقیقت نه به آروزی خود میرسند و نه آخرت خویش را حفظ میکنند و مصداق خسرالدنیا و الاخره میشوند. «کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ»؛ «(و مثل منافقان) مثل شیطان است که به انسان گفت: کافر شو و چون کافر شد، گفت: همانا من از تو بیزارم، همانا من از خدایى که پروردگار جهانیان است مىترسم».(13) از جمله کارهای بسیار مهم و در عین حال شیرین و جذاب قرآن، تشبیه نمودن کاری به کاری یا شخصی به شخص دیگر است که با روشنی اصل جریان، مطلب را در اذهان جا میاندازد. همه افراد در غالب این تشبیه کردنها و مثل زدنها حقیقت را درک میکنند. در این آیه کار منافقان و اهداف آنان را نسبت به دوستان خود اینگونه به کار شیطان نسبت به فریب خوردگان خودش تشبیه میکند: مثل کارهای منافقان همانند اعمال شیطان است. آنان بسان شیطان به دوستان خود وعدههای دروغین میدهند که اگر فلان کار را بکنید با یاری ما به نتیجه میرسید، اما در مواقع حساس که نیاز واقعی به یاری آنها دارند، آنان اعلام میدارند شما از ما نیستید و ما از شما بیزاریم. «قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُنَا وَلاَ یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ»؛ «بگو: آیا جز خداوند چیزى را بخوانیم (بپرستیم) که نه سودى به ما می دهد و نه زیانى می رساند، و پس از آنکه خدا ما را هدایت نمود (به دوران جاهلیت) عقبگرد کنیم؟! همانند کسى که شیطانها (ى جنّى) او را در روى زمین سرگردان کردهاند، در حالى که او را یارانى است که به سوى هدایتش می خوانند که بیا به سوى ما (ولى او از شدت تحیّر نمىپذیرد) بگو: بشتردید هدایت خدا همان هدایت (واقعى) است و ما مأموریم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم».(14) بازگشت از توحید به شرک همانند این است که انسان به واسطه وسوسههای شیطان از شاهراه سعادت فاصله بگیرد و در بیابان حیرت سرگردان شود. گاهی وسوسههای شیطان آن چنان در پیروانش اثر میگذارد که در عین وجود راهنمایان حقیقت مانند انبیاء ، گویا به هیچ وجه این گونه افراد دلسوز را نمیبینند و حرفهای آنان را نمیشنوند. [ دوشنبه 95/8/3 ] [ 1:26 عصر ] [ اسحق رنجبری درویش ]
|
|
[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |